على محمدى خراسانى

323

شرح رسائل (فارسى)

برخوردى دارند با چنين خبر حدسى هم دارند در خبرهاى حسى مىگويند : الاصل عدم الخطاء در اينجا هم كذلك و نيز مىگويند : الاصل عدم الغفلة و النسيان و . . . در اينجا هم مىگويند ، خلاصه اينكه احتمال تعمد كذب مخبر به اجماع را با آيهء نبأ برمىداريم كه چون مخبر عادل است پس مطمئن باش و ساير احتمالات را با اصول عقلائيه رفع مىكنيم چون اين اصل كما تجرى فى الاخبار الحسية كذلك تجرى فى الخبر الحدسى الذى هو بمنزلة الحس و در نتيجه چنين خبر حدسى مشمول آيهء نبأ و ادله حجيت خبر بوده و از ناحيهء نقل سبب ارزش دارد . و امّا از ناحيهء كاشف : شخصى كه خبر از اجماع مىدهد خود او فتاواى همهء فقها در همهء اعصار را ديده و خبر مىدهد حالا خود او هم حدس مىزند به راى معصوم ما كارى با حدس او نداريم بلكه ما مىگوئيم او در نقل سبب متكى به حس است يعنى رأى فقها را ديده و براى ما نقل مىكند و ما اخبار او را از اين ناحيه كه يك خبر حسى است و مشمول ادلّه حجيت است مىپذيريم . اگر شما بفرمائيد : خبر عادل بايد داراى اثر شرعى باشد و قبول اين خبر اثر شرعىاش كدام است ؟ خواهيم گفت : اثرش آنست كه وقتى همهء علماء اعصار و امصار بر امرى از امور متفق شدند همان‌طورىكه براى ناقل اجماع حدس به رأى امام حاصل شده براى ما نيز حاصل مىشود چون فرض اينست كه مبادى حسّيه ضروريه است يعنى اين مبادى بقدرى قوى است كه در اختيار هركس باشد به راى امام منتقل مىشود حال ما خبر عادل را مىپذيريم و صدق العادل يعنى نزله منزلة العلم پس خود را جاى او مىگذاريم و همان حدسى كه براى او حاصل شده براى ما نيز حاصل مىشود پس باز هم اجماع منقول ارزشمند است .